برخی خطاهای کوچک واقعاً مهم هستند
نکته جالب درباره نرمافزارها — مثل یک ازدواج — این است که هرچقدر هم دقیق تستشان کنید، همواره چیزی غیرمنتظره وارد میشود. پس از انتشار Splync v1.3، متوجه چند باگ کوچک شدم که میتوانستند بحرانی باشند. اول، صفحهکلید پاورقی را به بالا میکشید و فیلدهای ایمیل و رمز عبور در صفحات ورود و ثبتنام را میپوشاند. این کار برای کاربران در تایپ کردن کمی اذیتکننده بود. سپس متوجه شدم که پس از ثبتنام کاربر جدید و تنظیم نام نمایش، برنامه به صفحه خوشآمدگویی نمیرود. نام نمایش در سرور ذخیره میشد، اما چون صفحه تغییر نمیکرد، به نظر میرسید که چیزی ذخیره نشده است. رفع این باگها آسان بود، اما تأثیرشان بر کاربران جدید میتوانست جدی باشد — کسی که اولین بار Splync را امتحان میکند ممکن است بلافاصله منصرف شود. به همین دلیل بهروزرسانی v1.4 چند روز پس از عرضه v1.3 منتشر شد.
چالشهای یک توسعهدهنده تنها
در اولین پست وبلاگ برای Splync، درباره نامزدیام با دوستدخترم نوشتم. ایده Splync در اصل از رابطه خودمان آمد — پول به طور خاموش میتواند تنش ایجاد کند، حتی بین افرادی که به هم اهمیت میدهند. اهمیتی ندارد چه میگویند، استرس مالی میتواند یک رابطه را از بین ببرد. Splync برای محافظت از زندگی مشترکمان ایجاد شد و یک راه ساده و شفاف برای پیگیری هزینهها به ما داد. در ماه اوت، پس از بهروزرسانی v1.4، ثبت ازدواجمان را به شهرداری ارائه دادیم. بهخاطر اینکه ازدواج بینالمللی بین هند و ژاپن بود، به اسناد و حمایت خانواده او در خانه نیاز داشتیم. والدینمان حتی برای دیدار و همراهی در ارائه ثبتنام به ما سفر کردند. این مسائل خانوادگی — همراه با رویههای قانونی پیچیده در دو کشور — توجه زیادی را از من گرفت. میتوانستم Splync را بهروزرسانی کنم، اما همواره فکر میکردم: «اگر نسخه جدیدی منتشر کنم و باگی غیرمنتظره ظاهر شود — و نمیتوانم زمان کافی برای تمرکز روی رفع آن بگذارم، چه میشود؟»
ازدواج چقدر میتواند عجیب باشد
در واقع، ازدواج بینالمللی هند–ژاپن ما تقریباً یک ماه طول کشید تا توسط شهرداری پذیرفته شود و چندین نوبت اسناد اضافی نیاز داشت. متأسفانه تاریخ ارسال اولیه ما نمیتوانست سالگرد قانونی ما شود. شهرداری به ما گفت که نیاز به مشاوره با اداره حقوقی محلی دارند تا صحت مدارک ما را بررسی کنند و سپس از ما اسناد بیشتری خواستند — از جمله یک آپوستیل که وزارت امور خارجه هند اصرار داشت که آن را صادر نمیکند. وقتی با اداره حقوقی تماس گرفتم، به من گفتند که مستقیماً تماس نگیرم و از طریق شهرداری اقدام کنم. وقتی با سفارت هند در توکیو تماس گرفتم، گفتند که تصمیم باید توسط شهرداری گرفته شود. و دوباره، شهرداری گفت که باید از اداره حقوقی پیروی کنند. کاملاً کافکایی بود. چقدر عجیب — یک حلقه بسته از مؤسسات که انگشت اتهام را به سوی همدیگر نشانه میرفتند، در حالی که ما در وسط بیچاره بودیم. سند نهایی که ارائه دادیم تقریباً سوررئال بود: یک اعلامیه شخصی که هیچیک از ما از نظر ذهنی ناتوان نیستیم یا از هیچ بیماری روانی رنج نمیبریم و اینکه با یکدیگر به درجات ممنوعه ازدواج مرتبط نیستیم.
فرهنگهای مختلف در تقسیم هزینهها
مسائل بینالمللی همیشه پیچیده هستند. جهان هنوز ساده نیست. من این وبلاگ را به زبان انگلیسی به صورت متن ساده مینویسم و سپس با استفاده از Python و OpenAI API، ۴۲ مقاله HTML بهطور خودکار تولید میکنم. وقتی از برخی دوستان خارجیام خواستم که نسخهها را به زبان خودشان بررسی بومی کنند، واکنشهایشان بسیار بیشتر از آنچه تصور میکردم غیرمنتظره بود. برخی گفتند: «نمیفهمم.» پرسیدم کدام قسمت از مقالات خودکار ترجمه شده نامفهوم است — اما مسئله زبان نبود. یکی گفت: «چرا یک زوج باید هزینهها را تقسیم کنند؟ آنها با هم هستند.» دیگری گفت: «در کشور من، هیچکس صورتحساب را در رستوران تقسیم نمیکند. معمولاً یک نفر پرداخت میکند.» این تجربه چشمبازکنندهای بود که چگونه فرهنگها به هزینههای مشترک نگاه میکنند. حتی در داخل ژاپن، روشها بسیار متفاوتند. در نسلهای قدیمی، طبیعی بود که مرد ۱۰۰٪ برای زن بپردازد. اما این چیزی نیست که من در ژاپن مدرن دیدهام. من و دوستدخترم (که حالا همسرم است) هزینههایمان را بهطور مساوی تقسیم میکنیم. در پایان هر ماه، خلاصه را در Splync چک میکنیم و تعادل را تسویه میکنیم. این فقط روشی است که ما انجام میدهیم. اما به نظر میرسد که هنوز باید به نظرات بیشتری گوش دهم — زیرا روشهای تقسیم هزینهها بیش از آنچه فکر میکردم متنوع هستند.
آیا Splync میتواند هزینهها را ۶۰:۴۰ تقسیم کند؟
این زمانی بود که هنوز با رویههای ازدواج کافکایی سروکله میزدم. یکی از دوستانم پرسید آیا Splync میتواند هزینهها را ۶۰:۴۰ تقسیم کند، زیرا اینگونه است که او و همسرش امور مالی خود را مدیریت میکنند. متأسفانه، پاسخ «نه» بود. Splync v1.4 فقط میتوانست هزینهها را بهطور مساوی تقسیم کند. صادقانه بگویم، همیشه نسبتهای سفارشی را به عنوان یک ویژگی با اولویت پایینتر در نظر داشتم. اما نمیخواستم کاربران احتمالی Splync را فقط بهخاطر اینکه برنامه نمیتوانست روشی را که آنها ترجیح میدهند تقسیم هزینه کنند، از دست بدهم. در اصل Splync را برای خودم ایجاد کردم، اما به نظر میرسید زمان مناسبی است که برنامه فراتر از نیازهای خودم رشد کند. در آن روزهای شلوغ، بهطور مخفی تصمیم گرفتم برنامه را ارتقا دهم و تقسیمبندیهای قابل تنظیم را در Splync v1.5 فعال کنم.